کنون پندار مردم ُآشتی کن- که در تسلیم ما چون مردگانیم !‌!‌!‌

 

مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من

که جز ملال نصیبی نمی برید ازمن

زمین سوخته ام نا امید وبی برکت

که جز مراتع نفرت نمی چرید ازمن

 

خدا به نیمه ای از خویش و نیمی ازشیطان

در آن سپیده چه معجونی افرید از من؟

عجب که راه نفس بسته اید بر من  و باز

در انتظاز نفس های دیگرید از من

 

خزان به قیمت جان جار می زنید اما

بهار را به پشیزی نمی خرید از من

شما هر اینه آیینه اید من همه آه

عجیب نیست کز اینسان مکدرید ا زمن

 

نه در تبرا من نیز بیم رسوایی است؟

به لب مباد که نامی برید ا زمن

وگر فرو بنشیند زخون من عطشی

چه جای واهمه ؟ تیغ از شما ورید از من

 

چه پیک لایغ پیغمبری به سوی شماست؟

شما که قاصد صد شانه بر سرید ا زمن

برایتان چه بگویم زیاده ؟ بانوی من !

شما که باغم من آشناترید از من

 

 

 

 

هجوم چشم

از قرار داده های تن

دلی در بی قرار داشت

حجم حرف های تو

آونگ اشتیاق را

معاهده ء معلق نگاه را

تا جرمی که پرسه می زند مرا

حول نگاه

حول گناه

 

 

موسی طیبی – قائمشهر

 

 

 

 

 

این شعر ابر شد که  ببارد برای تو

هرچند ، حرف تازه ندارد برای تو

اینجا گلوی جمله ء ما را دریده اند

تا حرف حرف جان بسپارد برای تو

 

خون حروف ، دامن این شعر را گرفت

تا شاعر تو کم نگذارد برای تو

یعنی نوشته ات بکند ای سکوت دور !

یعنی که بیت بیت بباری بر این سطور !

 

امسال سال قحط و بهار و پرنده است

امسال هم برای شما قحط خنده است

این روزها ترانه به خورد تو می دهند

نجوای عاشقانه به خورد تو می دهند

 

تا از شکنجه گاه زمین حرف می زنی

یک مشت عارفانه به خورد تو می دهند

دارد گرسنگی تو بیداد می ند

ادعیه ء شبانه به خورد تو می دهند

 

تا از کبوتران دلت حرف می زنی

یک مشت آب  و دانه به خورد تو می دهند

ها ، ای کویر تشنه ء باران غمت مباد

رویای رودخانه به خورد تو می دهند

 

درخاک ما مغایر شرع است عاشقی

شلاق و تازیانه به خورد تو می دهند

با خوش دشنه خصلت خنجر نفس بکش

آنگاه پشت و شانه به خورد تو می دهند

 

# # #

 

اقوام ما قبیله ء موسی در آمدند

   یاران ما به شکل یهودا در آمدند

ما هرچه کاشتیم علف های هرز شد

هرچه نداشتیم علفهای هرز شد

 

گوش شنیدن دل ِ مارا بریده اند

حتی زبان گفتن ما را بریده اند  

گفتند ما مقلّد بادیم ، باطلیم

ما در تلاش کسرِ سوادیم ، باطلیم

 

خون من و تو را به پشیزی نمی خرند

یوسف مشو تو را به کنیزی نمی برند

  مار دیده انددر آستیم طالعمان

پیراهن جوانی ما را دریده اند

 

  شیعه شوی عرب شدی  می خواستی

تا هفت پشت فاقد اصل و نسب شدی

دور جوانی من و تو دور باطل است

داروغه در تدارک دزدیدن دل است

 

یا مست چشمهای درشت مخدرم

یا اینکه در اسارت بند مخدّریم

ما لال نیستیم زبان باز می نیم

چون زخمهای کهنه دهان باز می کنیم

 

تاریخمان دهان دروغ مورخان

گم مانده در خطوط شلوغ مورخان

ما خمره های می به بخارا نبرده ایم

ما فقر را به خانه ء سارا نبرده ایم

 

بینی بگیر بوی گُل ما تقلّبی است

  باور کنید هر لغت اینجا تقلبی است

اصلا زبان مادری ام فرق کرده است

مجنون دروغ قصّه ء لیلا تقلّبی است

 

موضوع چندساله ء انشاء ما چه بود؟

انجیل چهارگانه ء عیسی تقلبی است

این اشک نیست آتش در خون شناور است

باران و رودخانه و دریا تقلبی است

 

چیزی شبیه نان بیات است قرص ماه

/ 35 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اکرام

سلام ... فعلا تا يه فرصت مناسبتر ؛ فقط عرض ارادت و ادب .... يا حق ...........

اکرام

سلام ... فعلا تا يه فرصت مناسبتر ؛ فقط عرض ارادت و ادب .... يا حق ...........

marziyeh

گاهی حاته عادی داشتن بد درديه ...اما گاهی اوقات لازمه ...بوتيمار حالت خوب باشه

نفیسه

دوست خوبم سلام ممنون از اينکه به کلبه کوچک من اومدی وبلاگ زيبات را ديدم خوندم و لذت بردم و خوشحالمی شم باز هم به من سر بزنی شاد باشی

asal

بی معرفت جواب اون همه ايميل و آف فقط يه آدرسه؟؟؟؟؟؟؟؟

گمشده

خوبی ..... من میدونم که خوبی....... ما از این کارا زیاد کردیم عزیزم اونایی هم که نگرانتن خودشون بیشتر نیازمند مواظبتن چون هیچ نمیشه به کاراشون اطمینان کرد

...

به تو نگاه می کنم و می دانم تو تنها نيازمند يک نگاهی تا به تو دل دهد آسوده خاطرت کند بگشاااااااااايدت تا به در آيی !من!پا پس می کشم !و در نيمه گشوده به روی تو بسته می شود...!

يه مسافر

...*** شهر من تهران است*** خانه تو ساري(شهر تو اما نه)*** خانه دوستي ما اما*** در دل هر دوي ماست*** و دل ما پل سبزي دارد*** كه دو سويش پيداست*** زير نور فانوس*** كه خدا دست تو داد*** من تو را مي بينم*** و تو را مي شنوم*** و تو را مي فهمم*** تو مرا مي بيني، مي شنوي، مي فهمي*** چه تفاوت دارد*** كه من اينجا باشم *** يا كمي آنسوتر؟*** پيروز و پايدار باشي

mehdi mousavi

سلام محمد عزيز به روزم سر بزن در باره ی متنها هم چشم ميفرستم

امین گرجی زاده

سلام! ممنون می شم به وبلاگ من سری بزنید و در مورد آثارم نظر بدید پیروز باشید mardesiahpoosh.blogfa.com