سبز دیار (۳۰):

 

 

 

 

به کمی چو ذره هایم ، من اگر گشاده پایم

چه کنم  وفا ندارد ، به طلوع آفتابم

 

 

چوب لای چرخِ روزگار گذاشتن

درد سرش همین است

که بیایی و چند شعرخو ب بخوانی

و در آن سر ناپیدایش، پیدا شوی

و به قتلی عتراف کنی

که گالیله پرونده اش را زیر بغل تاریخ گذاشت

پابرهنه رفتن ، روی اینهمه سنگ و خار

که صدایش از آن سر جنون می آید.

از زمانی که مرا تهدید کردی

در خویش حبس می شوم

و با هیچ فلسفه ای درمان نمی یابم

که می دانی من ، دلتنگ ترین مردمِ این جهانم

بازهم دوست داری به جنون خویش اعتراف کنم

تا مرا لابلای کتابهای تاریخ بسوزانی؟

 

 

علی اکبرصادقی امیری – امیرکلا

 

 

 

 

آیا ردیفِ شعرِ یاس آلود مرگ است؟

قطعا  علاج درد هر موجود مرگ است

مرگی به شکل منطقی ،  شکل اساطیر

مرگی که در پس لرزه اش هم دودِ مرگ است

 

ابلیس ، آدم ، قصه ی تلخ تبانی

بعد از کثافت کاریش ، هر بود ، مرگ است

فرقی ندارد د ر میان گل بیفتی

دیدی که بعد از آتش نمرود مرگ است

 

فرقی ندارد یک ، دو روزی زودتر این .. .. ..

وقتی خدا گفته که نامحدود مرگ است

بافرض اینکه حرفهایم چرت و پرت است

باخود بگو که انتهایِ رود مرگ است

 

کاری ندارد سد معبر پیش یک رود

آنجا که دنیای تو شد مسدود ، مرگ است

لکاته ی شعرِ من این اندیشه ی من

آن پیرمرد پنزلی در دود، مرگ است ؟

 

مردی دچار مرگ ، مرگی شکل این شعر.. .. ..

مردی دچار حسرت و کمبود مرگ است

 

یک حلقه ی دارِ طلایی روی سقف است

یک مرد خوشبختِ شتابان ، زود ، مرگ است

این انتهایِ زندگی، این خط ممتد

آنچه که بعد از تو نشد نابود، مرگ است

 

داریوش تربتی – ساری

 

 

نخستین کلاه بر سر ‹ آ › رفت

آنگاه که پدر بر بلندای سرندیب

فریب گندم را فریاد می کشید

 

یوسف الهی -  بابل

 

 

 

 

/ 42 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
anita

بنويس ديگه .... ؟

حسام

***سلام آنيتای عزيز به تو واحساس پاکت تبريک ميگم و شمارو به رويای تاريک دعوت ميکنم دوستون دارم***

حسام

***سلام محمد عزيز به تو واحساس پاکت تبريک ميگم و شمارو به رويای تاريک دعوت ميکنم دوستون دارم***

anita

الله اکبر !!‌اقا يا من رو دارن با نويد اشتب ميگيرن يا با شما !!! عجب حکايتيه والله !!!!!!!!

sinsokoot

سلام به دوست خوب و مهربون......ممنون که سر زده بودی و ببخش که دير اومدم....راستی .... مرگ پایان نیست من این را وقتی از خاک پرندهء مرده ام شقایق روئید فهمیدم....قربانت......

asal

مرگ......... عجب دوستيه. گولت ميزنه و با خودش ميبرت. به کجا معلوم نيست. آخه کسی تا حالا بر نگشته که تعريف کنه. ...............................

بهمن ساكي

دارم از زلف سياهت گله چندان كه مپرس / كجايي بوتيمار عزيز؟

یکتا

سلام ... احوال آقا؟! ... خوبی؟ ... طبق گذشته نبايد انتظار ديدنت رو ۱۹ ام داشته باشن لابد ديگه ... آره؟ ... به رو ز هم نمی کنی؟ ... خوبی؟ ... زمستان شماليتون خوبه؟ ... خوش باشيد ... يا علی