منتظری . آزادی ات مبارک ! ! !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سلام به همه ی دوستان

 

این پست رو تقدیم می کنم به دوستان هم بندم در زندان بابل ، همدم شب های تنهایی و درد و اضطراب علیرضا کیانی ، رضا عرب و به هم بند همیشگی زندان زندگی علی اکبر یاغی تبار بزرگ که دوست داشتنی هستند .

از نبودنم نپرسید که با یه کوله بار درد و ٢۶روز زندان و شکنجه و توهین و تحقیر، 91 روز حبس تعزیری و 10 ماه حبس تعلیقی و 5سال محرومیت از تحصیل ،دیگه حرفی برای گفتن نمی مونه اونم با یه جرمی مثل توهین به رهبری ، اقدام علیه امنیت ملی ، دعوت به شورش علیه نظام .

روایت داریم از پیامبر اکرم به نقل از امام ابوحنیفه که«هرکس را قاضی کردند، بی کارد بکشدندش» 

انشالله که جوابگوی خدای خودشون خواهند بود قضات این پرونده 

 

فقط به قول خمینی ، منتظر پیروزی خون بر شمشیر در ماه محرم باشیم.

همین

 

شاد باشید و از شعرها لذت ببرید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگذار

بر زمین خود بایستم

بر خاکی از براده ی الماس و رعشه  ی درد

بگذار سرزمین ام را

زیرِ پای خود احساس کنم .

 

شاملو

 

 

 

 

یادمه بچه که بودم

آسمون رنگین کمون داشت

 

بهترین لواشکا رو

بقال سرِ کوچه مون داشت

 

مش حسن بود و یه خروار

طالبی و هندوونه

 

لی لی و قایم موشک وای !

کی میره تا شب به خونه!؟

 

جیغ مامانُ شنیدن

اما اعتنا نکردن

 

گوش به حرف هیش کسی جز

حرفای بابا نکردن

 

همسایه بهایی بودُ

بچه ها بازیش ندادن

 

سیلی خوردُ گریه کردُ

گوش به سمفونیش ندادن

 

علی کاوه روچه اسمی

آدما روش می گذاشتن

 

از اون اسمای عجیبی

که رو جورج بوش می گذاشتن

 

خداجونم چی بگم من

کوچه رو کی از ما دزدید؟

 

کی تو سادگی ِ مردم

یه نموره دکُ پُز دید؟

این آپارتمان نشینی

خاطراتمونُ لِه کرد

 

دیگه کوچه مون کجا بود ؟

آسمونمونُ له کرد

 

لا به لای کوچه مونُ

آسمون خراش می کاشتن

 

سوپورُ بردن ُ فرداش

سطل بهداشتُ گذاشتن

 

نمکی نون خشکیا رو

لحاف ارزون دوزا رو

 

تو نمی فهمی چی میگم

بچه ی جنگیم  . . . شما رو  ؟ !

 

شما دردتون کجا بود ؟

پفکِ چی توز تموم شد؟

 

ما همه بچه گیامون

تو کتابا مهر و موم شد

 

ما کَپَر نشین و شومیم

کوچه موچه یک بهونَس

 

گور مون کجا؟ کفن کو؟

بهترین جا آسمونَس...

 

 

کتایون بهرامی

 

 

 

 

 

صدامو رویِ ابرو باد بنویس

منو یک عمر دشمن شاد بنویس

 

خودت رو هرچی که می خوای ، اما

منو مجنونِ مادر زاد بنویس

 

بیاو بیت بیتِ دردهامو

رو دیوارای استبداد بنویس

 

قفسهامونو بشکن زیرو رو کن

قناری هامونو آزاد بنویس

 

چرا من دل به یک بیگانه بستم

چرا این اتفاق افتاد بنویس

 

من این شعرو برای تو نوشتم

شما هرچی دلت می خاد بنویس

 

 

علی اکبر یاغی تبار - بابلسر

 

 

 

 

ما شکیبا بودیم.

و این است آن کلامی که ما را به تمامی

وصف می تواند کرد ...

 شاملو

 

 

 

کوچه پس کوچه های بابلسر

کوچه پس کوچه های بی فریاد

 

شاعری از تبارِ یاغی ها

که به این حبسِ خانه گی تن داد

 

/ 103 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابله خاتون

چرا همه مون اینقدر غمگینیم؟چرا با ما اینجوری رو کردن؟چرا با ما اینجوری میکنن؟ما گناه داریم!

کرگدن

منم هر چی طیب گفت ! خییییلی نوکرتم مرد ...

داریوش معمار

دوست من شعر های شما را خواندم سخت است این همه محرومیت امیدوارم هدفی بزرگ تحملتان را افزون کند. با مهر

مرضیه

با سلام ممنون که اسم شاعرشو گفتین. اخه خودم نمی دونستم[نیشخند]

نغمه

سلام اگه با تبادل لینک موافقی خبرم کن....[گل]

امیر

سلام عزیز مرسی که به وبم اومدی.راست میگی هنوز عده ادمای نادون (بلا نصبت)کم نیست.در ضمن من بچه تهرانم.فعلا[گل]

مبین اعرابی

سلام به بوتیمار عزیز با مطلبی در مورد انیمیشن UP اولین ترانه زندگیم و یه کار آزاد به روزم و منتظر نظراتت بابا زودتر به روز کن منتظریم گرم کن تنور این وبلاگو مث قدیما باورکن مام حاضریم کمک کنیم اگه کاری از دستمون بربیاد [گل]

شیدایی

خواندم و واقعا متاثر و متاسفم شدم ! ... نمی دانم چه باید نوشت جز اینکه ... اندکی صبر ... اندکی صبر ...

حس اول

سلام بوتیمار عزیز خیلی عذر میخواهم که دیر خدمت رسیده ام کمی گرفتار نبودم در این روزها قلم دوپهلو ومتهورانه ای دارید پیروز وسربلند باشید ما هم بروز کرده ایم البته اینبار خلاصه تر و قابل تحمل تر یا حق

محمد قره باغی

سلام برار.خوبی محمد جان؟حتما اومدی کرج خبرم کن.البته قبل از حرکتت.من هم با یکی از شاعرای کرج هفته ی اول اسفند میایم ساری.سلام من رو به کتی برسون.خوشحالم که هر دوتای شما رو خوشحال می بینم.