من نیامده ام که زندگی کنم:

اول باید خدمت دوستان سلام عرض کنم .

درضمن باید خدمت دوستان عرض کنم که بنده از روز سه شنبه رفتم تو بیست و پیج سال، تولد که نمیشه . میشه گفت رسیدم به پله بیست و پنجم اگه خدا بخاد و شماهم دعا کنید چیزی به تهش نمونده.  وهمن بهتر که نمونده باشه . بگذریم  

یه عاشقانه از دوست خوبم هادی معتمدی تقدیم دوستان می کنم :

 

وای اگر اشک به چشم تو موافق بشود

گله ای نیست که این کفر علایق بشود

گله این است که این آدم از خود راضی

سربجنباند و با قلب تو صادق بشود

گله این است که این سیب که تنها ماندست

میشود مثل همان دوره ی سابق بشود؟

میشود گفت که این آینه در دست من است

باتو باشد و ترا نقض حقایق بشود

وبه من گفت که این حادثه ها تکراریست

وطبیعیست که این زمزمه ، هق هق بشود

وطبیعیست که در پنجره را باز کنیم

و اتاق تو پر از عطر شقایق بشود

چند روزیست که اینی و همین می دانم

وای اگر دست و چشم تو منافق بشود

گل من ، من به خدا می ترسم

عنقریب است که بلبل به تو عاشق بشود

 

 

بعدش تشکر کنم از خانم حق وردیان که کتاب زیباشون روبرام فرستادن.

حالا که کار به اینجا کشید باید خدمت دوستان عرض کنم که دوسال پیش در همچین روزایی بنده اولین وبلاگ خودم رو ساختم، اون موقعها که مثل الان امکانات نبود، یه بلاگ اسپات  بود واینهمه کاربر. درسته الان دوساله که دارم وبلاگ می نویسم.

 یه غزل از هم از نوید:

هی بوسه ،  لب به لب ، از شهد مست مست

هرجاکه هست ، دل سر راهش نشسته است

می آیی از طرف مشرق هبوط

قالوا بلی نگفته شدی مست از الست

نازل شدی به گیاهان و آفتاب

صدها هزار مسجد و معبد به گُل نشست

هی امر می کنی به اقاموا صلوه عشق

اینجا کسی نمانده ، همه دست روی دست

من مانده ام میان تو و ربی العظیم

من مانده ام میان تو  و آیه های مست

باور نمی کنی؟  به خودت می خورم قسم

قانون جاذبه پر  وبال مرا شکست

اما دوباره حس پریدن به سر زده

چیزی تمام وحشت من را شکسته است

چیزی شبیه گندم ممنوعه ، سیب سرخ

چیزی شبیه چشم سیاهی که مست مست

ابیات باستانی من دف بیاورید

رقصی چنین میانه ی میدان، مرا خوش است.

 

 

پایدار باشید

 

 

 

/ 68 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ژیلا رضایتی

سلام! ما به قالب روشن قبلی عادت کرديم..................... کاش اينجا اينقدر تيره نبود!....................................!

کرگدن

چشمم در اومد ..... تا قالبتو درست نکنی ديگه اينجا نميام !!!!!!!!!!!!

ف

از آشنايی با وبلاگت خوشحال شدم

محمد

سلام محمد جان خوبی ؟آقا خيلی شرمنده ام ...خيلی دير اومدم ...بيمار بودم ...آقا چی شده اينجا چرا انقدر تيره شده ...حرفاتم زياد بوی خوشی نميدن ...خير ان شا الله ...

ایلشن جلاسی

سلام به بوتيمار گل تبريک به خاطر دو چيز . يکی سال تولدت و ديگر قالب جديد که من نديده بودم و لينکم را در اين قالب نمی بينم و يا علی!

هادی معتمدی

سلام بوتيمار عزيزم دستت درد نکنه از اينکه منت گذاشتيو شعر مارو زدی تو بلاگ ولی عزيزم غزل زندانيو همون موقع هم بهت گفتم مال من نيست مال خانم خواجويه اين ۱ دوم اينکه تواون غزل عاشقانه ۲ تا اشکال هست که بهت ميگم درستش کن:مصرع ۱۱((پنجره را باز کنی)) مصرع ۱۲ ((نقش شقايق)) مصرع۱۵((دست من نيست گلم،من به خدا می ترسم)) همين ببخشيد از زياده گويی و جسارتم خدانگهدار

هادی معتمدی

راستی راستيراستی تولد تولد تولدت مبارک