سبز دیار (۴):

خانم سکینه سلمانی ( آرامش ) از شاعران خوب بابلی هستند که هم کار غزل و قصیده دارند و هم شعر نو، که من یک غزل و دوتا شعر نو از ایشون - دیگه طرفدارای شعر نو، کامنت نزارن

– به انتخاب خودم ازمجموعه ی شعر ایشون به اسم « ثانیه های آرامش» تقدیم شما می کنم:

رفته ای از تو فقط یک یادگاری مانده است -------- ازتو یک لبخند با من بیقراری مانده است

رفتی و بی تو حضور یادتو کمرنگ شد؟ ------ بعد تو بامن فقط ، چشم انتظاری مانده است

چــون نسیــم از یادگار آبـــی آب آمــدی ------ ساعتی ننشســته رفتی و غــباری مانـــده است

از هجوم لحظه های بی تو در این روزها ----- شاخه های تـــرد وتنهای بــــهاری مانــــده است .. ..

 

 

امیر گته ماه ده و چهار ته دیمه « می گوید امیر:رخسارت ماه تمام است »

بی غنچه گل اول بهاره ته دیمه « بهار را اگر گلی نباشد . رخساره ی تو کافیست »

یا مخمل ، یا شمس نهاره ته دیمه « رخساره ی تو یا تلالو زمین ( مخمل چمن) و یا نور/آسمان ( قرص آفتاب ) است »

یا یوسف مصری یادگاره ته دیمه « رخساره ی تو شاید یادگار یوسف مصری باشد .»

 

امیر پازواری

 

 

ای حضور تو تمام بود و نبودنم

ای تو الفت میان چشمهای ما

ای بهانه ی تمام شعر های من

ای به حرمت درخت آشنا

.. .پارمت به زورق خیال

ای تو تمام فهم زندگی

پربزن در آسمان لحظه های من

ای حضور

بازهم به خوابهای من بیا

 

 

 

سه تا چینه کا داشتمه خجیر و خارک «‌سه جوجه ی زیبا و دلخواه داشتم »

اتا کـرچـک بـورده اتا شالـک « یکی رو باز برد یکی رو شغال »

اتا بمونسه ونگ بکنـه بهارک « تنها یکی ماند که صدایی به بهار برساند»

اون هم کتـه په کته زنّه کتارک « آنهم در کنار دیوار گلاویز مرگ است »

 

امیر پازواری

– کنزالاسرار جلد اول

 

 

 

دلم چندروزریست در مجبس تنگ این خانه های قدیمی

به شوق پریدن

نفس می زند و در تمنای اینکه

اگر سنگ با عاطفه دوست می شد

اگر شیشه ها می شکستند

اگر پنجره پوچ می شد

میان من و کوچه های پر از واژه

راهی نمی ماند

چه سبزند این دردهای مکرر

من اینجا پر از خاطرات سراپا حضورم

برای من از روزهای گذشته

فقط دفتری ماند لبریز.. .. ..

 

 

دوستان ، مسابقه ی غزل معاصر رو دریابید !!!!!

اینم معرفی یه دوست خوب : قصه نیستم که بگویی ، نغمه نیستم که بخوانی ، من درد مشترکم ، مرا فریاد کن .

 

 

/ 45 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باد صبا

سلام. ممنون که سر زدی. انتخابهات خیلی زيبا بودند. شاد باشی.بدرود.

غزل متفاوت

قابل توجه همه دوستان وعلا قه مندان غزل(فراخوان مباحث تئوريک پيرامون غزل) منتظرشماييم.اگر لطف کنید ولینک بدهید وخبر کنید ممنون می شویم وجبران می کنیم.یا علی مدد

zohreh

سلام.خيلی خسته نباشی عزيز!دمت گرم و سرت خوش باد...

پریا کشفی

من پریای دیگری هستم! درود بر تلاشتان...به من هم سری بزنید هرچند زاده شمال نیستم!

آرش (ماه مانا)

سلام عزيز مهربان! اينروزها به من سر می زنی و ... فراموشت نخواهم کرد برای لطفهای بی کرانت. حالا با چشم دنبال اسم بوتيمار می گردم هر بار که کامنتهايم دارند باز می شوند...

تبسم

سلام خوشحالم که آمدی من شايسته اين همه لطف نيستم . راستی من يادداشت روز سه شنبه و چهار شنبه ام را در وبلاگم نمي بينم. اگر ديدی در يادداشت شنبه ۱۰ مهر برايم بنويس. باز هم ممنون و به اميد ديدار.

سارا و سحر

سلام....چرا هيچ خبری ازتون نيست؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!

مريم

سلام من خيلي دوست دارم با اين خانم سلماني بيشتر اشنا بشم شما بيوگرافي از ايشون داريد ضمن اينکه فکر ميکنم ايشون از هم دانشگاهياي من بودن کنجکاوم در مورد خودشون و شعراشون بيشتر بدونم سايتتون بسيار جالبه براتون ارزوي موفقيت دارم ايميلم متاسفانه مسدوده براي جواب سوالم به همين قسمت مراجعه ميکنم ممنون